
هیئتی :
دیشب مطلع شدم پدر دو تا از خواهران وبلاگ نویس شرکت کننده در همایش عفاف و حجاب رحمت خدا رفتند.
از طرف همه وبلاگ نویسان به این خواهران عزیز و خانواده محترمشان تسلیت عرض نموده برایشان صبر و برای پدرشان علو درجات مسئلت می نمایم
امیدوارم ما را در غم خود شریک بدانند.
آشنا و غریبه خواننده این پست برای شادی روح همه رفتگان خاک مخصوصا مرحوم مذکور فاتحه ای قرائت کنید.
دیشب به من خبر دادند که یک دختر جوان وبلاگ نویس به نام آزاده سربدار 313 در بیمارستان در حالت کما به سر میبره و تمام دوستان و وبلاگ نویسان و همه نگران حال ایشان هستند و ما هم چون کاری از دستمان برنمیاد امروز برای ایشان ختم زیارت عاشورا برای ساعت 15:00 بعداز ظهر گرفتیم.
هر کسی توانست به صورت دست جمعی بخواند که بهتر است
اما اگر کسی کار داشت و گاها نتوانست دست جمعی بخواند حتما یک زیارت عاشورا به نیابت از امام زمان(عج)و این دخترجوان بخواند و صد برابر ثواب برای خودشان در دفتر اعمال ثبت کنند
از تمام دوستانی که صدای من را میشنوند به کسانی که این مطلب را ندیده اند اطلاع دهند و این مطلب را در وبلاگ یا سایت خود هم بگذارند
التماس دعا از تمام شما دوستان اهل بیت(علیه السلام)
لطفا این اطلاعیه را برای همه ارسال کنید

با عرض سلام و ادب و قبولی طاعات و عبادات همه ی دوستان کربلایی
امیدوارم عزاداری هاتون مورد قبول ارباب قرار گرفته باشد.
دهه ی اول محرم امسال هم تمام شد و ما هنوز تشنه ی عنایت آقا هستیم...
با آرزوی اینکه باز هم در کنار هم سفری به بهشت داشته باشیم؛
یک سری مطلب و طرحهایی بنده در وبلاگ خود کار کردهام؛ ضمن دعوت از تمامی دوستان برای استفاده از این مطالب لینک دانلود تمام طرحها را برای استفاده دوستان قرار میدهم.
امیدوارم من را از دعای خیرتون فراموش نکنید.
http://www.4shared.com/folder/2kUbZjpB/_online.html
http://www.radiomaaref.ir/_Uploads/Bouyesib/asar/PodCast/Bp/125.mp3
ارباب صدای قدمت می آید.
هنگامه اوج ماتمت می آید
مادرتب داغ غم تو میسوزیم
فردا دگر باره محرمت می آید.

بسم رب الحسین
خدا را شاکرم که باز محرم آمد و من زنده ام تا برای مصیبت "حسین" عزاداری کنم.
به لطف خدا و عنایت خود حضرت اباعبدالله سعی دارم در ماه محرم؛ در هر شب با یک بسته ی مذهبی در خدمت دوستان باشم.
این بسته ی مذهبی شامل : یک عدد پوستر ویژه ی هر شب به همراه گلچینی از روضه خوانی و سینه زنی مربوط به آن شب و هم چنین زندگی نامه مختصری از صاحب هر شب می باشد.
از تمام دوستان تقاضا دارم بنده را در این طرح یاری نمایند تا بتوانیم مرحمی باشیم بر مصیبت حضرت اباعبدالله الحسین.
شما می توانید پیشنهادات و مطالب خود را به ایمیل: mhmd1366@gmail.com ارسال نمایید.
با تشکر
کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشتها
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
می دویدم تا که می دیدم تو را
…
بهترین شادباش ها تقدیم به شما،
بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا(ع)

هوالحق
فقط گوش کن..ببینم نگاهت تاب می آورد!!!!
این چه سری است؟
کجای تاریخ شنیده اید وحتی دیده اید که با صدای لبخند نوزادی از فرط غم اشک بریزند..
مدتی بود دلم دست به دست قلم نمیداد که بگوید..
امروز دوباره دلش هوایی نوشتن شد..حکایتی است.. شرح حال قلم و قلمزن..
این چه سری است که آوای نوزاد غمت بر دلم میگذارد!
مادری فرزند در آغوش.. غمت بر دل می نشاند!
معصومیت دخترک سه ساله .. غمت یادآورم می کند!
عمه میگویند .. سر میگردانم به دنبال صدا.. غمت آتشم می زند!
شادی های کودکانه می بینم .. غمت بر دلم می کوبد!
تیغ آتش خورشید به گونه ام زخم می زند.. غمت جگرم می سوزاند!
دلم برای برادرم تنگ می شود.. یاد تو میکنم..
زخمی بر میدارم برای مرحم، مادر صدا می زنم.. یاد تو میکنم
پدرم با لبخند زیبایش به لب خداحافظ گویان می رود .. یاد تو میکنم
...
خدایا این چه حکایتی است!!!!
چشمانت را ببند..
فقط گوش کن ..
صدا را که می شنوی خود را در صحرایی می یابی..
باد به آرامی می وزد.. هوا گرم است..
کودکان را می بینی به بازی و شادی کودکانه اشان مشغول..
قدم زنان پیش می روی..
مردان وزنانی می بینی که عاشقانه نجوا میکنند.. به نگاهشان خیره می شوی.. آهنگ وداع سر میدهد چشمانشان در سکوت..
هنوز صدا می آید.. می روی ..
صدا بلند و دلنشین تر به گوش می رسد ..به خیمه ای می رسی.. گوش میکنی.. لذت می بری.. لبخند میزنی.. زیرلب می گویی ای جان!
نزدیک تر می روی که داخل خیمه شوی.. نگاهت خیره می ماند.. لبخند به لبت مات می ماند!!!
زنی خمیده بیرون خیمه نشسته .. چادر به صورت گرفته و شانه هایش می لرزد.. و گوش می کند!
مردی آن سوتر خیره به زن.. قد رعنایش تکیه به شمشیر داده که یارای ایستادن داشته باشد.. چه غم سنگینی در نگاهش موج میزند .. و گوش می کند!
جوان رعنایی ورودی خیمه اشک به گونه دارد و گوش می کند!
نگاهت متوجه داخل خیمه می شود..
گهواره ای و مادری که به تماشای لبخند زیبای دلبندش نشسته است..
آن سوترک پدری که دست در گیسوان دخترکی می رقصاند .. چه عجیب نگاه مرد در صورت چون قرص ماه دخترک غرق گشته است.. دخترکی دیگر سر به پای پدر گذارده .. خوابیده است گویا! نه ! گوش میکند!
سکوت و حزن غریبی لابه لای خنده دلنشین نوزاد در نگاه پدر و مادر موج می زند..
همه فقط گوش میکنند!!!
ساعتی دگر ... صدای خنده اش نمی شوند دیگر.. آخ
یا صاحب الزمان (عج)
حرفحرف واژهها
واژهواژهی سطرها
سطرسطر وبلاگهایمان
ذرهذرهی جانمان
بر ضریح مهربانیاش
دخیل شود
وعدهی ما و آهوان خستهاش
باب الجواد حرمش
برای ثبتنام در اردوی فعالان مجازی به مشهدمقدس اینجا را کلیک کنید.

